پایان 8 ماهگی - آیسا با کاراش


جیگملم ،هروقت کلاهت رو می خوایم سرت کنیم خودت سرتو میاری جلو تا سرت کنیم
واسه قطره آهنت خودت دهنتو باز میکنی تا بریزم ته حلقت که مزشو حس نکنی
بای بای میکنی
می زنی قدش
بوس می کنی
قاشق خالی رو میکنی تو بشقاب بعد میکنی دهنت
جوراباتو در میاری
ادامونو در میاری
سعی میکنی راه بری
با کمک راحت وایمیستی
چهار دست و پا می دوی
با صدای آهنگ می رقصی
عاشقه حمومی و هرکی میره حموم میری پشت در حموم به در میکوبی
داری یاد میگیری از رو مبل از پشت آروم بیای پایین
اگه کاری که دوست نداری بکنیم دعوامون میکنی و داد می زنی با ابروهای گره کرده
به با بابا به با د دد به به می گی
موقعی که حرف می زنی باید نگات کنیم
از تنهایی متنفری
پشست سرمون هرجا بریم چهاردست و پا میای
داری دندون در میاری
در اتاقو باز میکنی و میای بیرون
معنی حرکاتو می فهمی و براشون عکس العمل نشون می دی
وقتی یه کاری رو نخوای بکنی الکی گریه میکنی(ادا در میاری) و وسطش سرفه می کنی و به در نگاه میکنی تا یکی بیاد نجاتت بده بعد از نجات بهم نگاه میکنی میگی اه اه اه بعد می خندی و روتو میکنی اونور که بری
دوســـــــــــــــــــــــــــت دارم عشـــــــــــــــــــــــــــــقم



پایان 8 ماهگی - آیسا با کاراش
